داستان کوتاه سخن سنجیده

83
داستان کوتاه سخن سنجیده

داستان کوتاه سخن سنجیده

داستان کوتاه سخن سنجیده داستان کوتاه سخن سنجیده

شخصی به خانه همسایه اش رفت و گفت: می خواهم چیزی برایت تعریف کنم . به تازگی از دوستی حرف هایی درباره ات شنیده ام . همسایه حرف او را قطع کرد و گفت : قبل از اینکه تعریف کنی ، بگو آیا حرفت را از میان سه صافی گذرانده ای یا نه ؟

شخصی به خانه همسایه اش رفت و گفت: می خواهم چیزی برایت تعریف کنم . به تازگی از دوستی حرف هایی درباره ات شنیده ام . همسایه حرف او را قطع کرد و گفت : قبل از اینکه تعریف کنی ، بگو آیا حرفت را از میان سه صافی گذرانده ای یا نه ؟

– از کدام صافی‌ها سخن میگویی؟

– اول از میان صافی واقعیت . آیا مطمئنی چیزی که تعریف می کنی واقعیت دارد ؟

– نه من فقط آن را شنیده ام . شخصی آن را برایم تعریف کرده است .

– سری تکان داد و گفت : پس حتما آن را از میان صافی دوم یعنی خوشحالی گذرانده ای؟ مسلما چیزی که می خواهی تعریف کنی، حتی اگر واقعیت نداشته باشد، باعث خوشحالیم می شود .

– دوست عزیز فکر نکنم تو را خوشحال کند.

– پس اگر مرا خوشحال نمی کند حتما از صافی سوم ، یعنی فایده ، رد شده است . آیا چیزی که می خواهی تعریف کنی ، برایم مفید است و به دردم می خورد ؟

– نه ، به هیچ وجه !

– همسایه گفت : پس اگر این حرف، نه واقعیت دارد، نه خوشحال کننده است و نه مفید، آن را پیش خودت نگهدار و سعی کن هرچه زودتر فراموشش کنی.

با “ای بن پلاس مگ” همراه باشید و مطالب مورد علاقه خود را دنبال کنید.