داستان کوتاه مرد شیرینی فروش

230
داستان کوتاه مرد شیرینی فروش

داستان کوتاه مرد شیرینی فروش

داستان کوتاه مرد شیرینی فروش داستان کوتاه مرد شیرینی فروش

در اوزاکای ژاپن، شیرینی‌سرای بزرگ و بسیار مشهوری وجود داشت که شیرینی های خوشمزه و بی نظیری را می‌پخت و به همین خاطر از شهرت فراوانی در این شهر برخوردار بود.
به دلیل قیمت بالای شیرینی‌ها معمولا افراد بسیار ثروتمند مشتری این شیرینی سرا بودند.
صاحب فروشگاه همیشه در عقب مغازه می‌نشست و هیچ وقت برای خوش‌آمدگوئی به مشتری‌ها به این طرف نمی‌آمد ، مهم نبود که مشتری چقدر ثروتمند است.
یک روز مرد فقیری با لباس‌های مندرس و موهای ژولیده وارد فروشگاه شد و نزدیک پیش‌خوان آمد، قبل از آن‌که مرد فقیر به پیشخوان برسد، صاحب فروشگاه از پشت مغازه بیرون پرید و فروشندگان را به کناری کشید و با تواضع فراوان به آن مرد فقیر خوش‌آمد گفت و با صبوری تمام منتظر شد تا آن مرد جیب‌هایش را بگردد تا پولی برای یک تکه شیرینی بیابد.
صاحب فروشگاه خیلی مؤدبانه شیرینی را در دست‌های مرد فقیر قرار داد و هنگامی که او فروشگاه را ترک می‌کرد، صاحب فروشگاه همچنان تعظیم می‌کرد.
وقتی مشتری فقیر رفت، فروشندگان که بسیار تعجب کرده بودند، نتوانستند مقاومت کنند
و پرسیدند شما هیچگاه برای مشتری‌های ثروتمند از جای خود بلند نمی‌شوید ، چرا برای مردی فقیر شخصاً به خدمت حاضر شدید؟
صاحب مغازه در پاسخ گفت :
مرد فقیر همه‌ی پولی را که داشت برای یک تکه شیرینی داد و واقعاً به ما افتخار داد، این شیرینی برای او واقعاً لذیذ بود.
شیرینی ما به نظر ثروتمندان خوب است، اما آنقدر برای مرد فقیر با ارزش بود که حاضر شد تمام پول خود را برای خرید شیرینی بدهد، واین برای ما بسیار مهم و ارزشمند است.
این داستان زیبا و آموزنده یکی از داستان‌های کتاب “فرهنگ ژاپنی” می باشد.

با “ای بن پلاس مگ” همراه باشید و مطالب مورد علاقه تان را دنبال کنید.