سرایدار شرکت مایکروسافت

152
سرایدار مایکروسافت

روزی مردی با مشاهده ی آگهی شرکت مایکروسافت برای استخدام یک سرایدار به آنجا رفت.

در راه به امید یافتن یک شغل خوب کمی خرید کرد.

سرایدار شرکت مایکروسافت  سرایدار شرکت مایکروسافت

در اتاق مدیر همه چیز داشت به خوبی پیش میرفت تا اینکه مدیر گفت: اکنون ایمیلتان را بدهید تا ضوابط کاریتان را برایتان ارسال کنم.
مرد گفت: «من ایمیل ندارم»
مدیر گفت: شما می خواهید در شرکت مایکروسافت کار کنید ولی ایمیل ندارید ؟! متاسفم من برای شما کاری ندارم.

مرد ناراحت از شرکت بیرون آمد و چیزهایی که خریده بود را در همان حوالی به عابران فروخت و سودی هم عایدش شد. از فردای آن روز مرد از حوالی خانه خود خرید می کرد و در بالای شهر می فروخت و با سود حاصله خریدهای بعدی اش را بیشتر کرد.

تا جایی که کارش گرفت. مغازه زد و کم کم وارد تجارت های بزرگ و صادرات شد.

سرایدار شرکت مایکروسافت  سرایدار شرکت مایکروسافت
یک روز که با مدیر یک شرکت بزرگ در حال بستن قرارداد مهمی به صورت تلفنی بود، مدیر آن شرکت گفت: ایمیلتان را بدهید تا مدارک را برایتان ارسال کنم.

مرد گفت: «من ایمیل ندارم» !

مدیر آن شرکت گفت: شما با این همه توان تجاری اگر ایمیل داشتین دیگه چی میشدین ؟!!

مرد گفت:

احتمالآ سرایدار شرکت مایکروسافت بودم…